theme
emammahdy
rahbar
merajeshohada
header

و الذین هاجروا فی سبیل الله ثم قتلوا اوماتوا لیرزقنهم الله رزقاً حسناً و ان الله لهو خیر الرازقین(حج – ۵۸ )
آنانکه در راه رضای خدا از وطن خود هجرت گزیده و در این راه کشته شدند یا مرگشان فرارسید البته خدا رزق و روزی نیکوئی ( در بهشت ابد ) نصیبشان می گرداند همانا خداوند بهترین روزی دهندگان است .
شهید سید کمال الدین مظلومی فرزند سید حسین به شماره شناسنامه ۶ سال ۱۳۳۵ صادره از حوزه ۳ نی ریز در خانواده ای معتقد به اسلام و سلاله پاک رسول الله (ص) در یکی از روستاهای شهر آباده طشک بـه نام ده زیر دیده به جهان گشود ، هنوز دو سال از دوران کودکی او نگذشته بود که مادرش را از دست داد و این بــر رشد و روحیه او تأثیر بسزایی گذاشت و بعد از در گذشت مادرش ، پــدر پیرش و دیـــگر اعضاء خانواده وی ، همچون مادری مهربان با تمام سختیها مشقات پرورش وی را عهده دار شدند . شهید مظلومی در ســـال ۱۳۴۷ دوران تحصیلات ابتدایی را با موفقیت پشت سر گذاشت .
ولی از آنجایی که دبیرستان در روستای ده ریز نبود مجبور شد جهت ادامه تحصیل به شهرستان نی ریز برود. پس از فراغت از درس به مطالعه کتب اسلامی می پرداخت و از این طریق افکار اسلامی خود را هر چه بیشتر پرورش می داد گویا خود را برای شرکت در انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی (ره) آماده می ساخت . شهید مظلومی هنگامی که انقلاب اسلامی روبه رشد بود یکی از طرفداران سرسخت امام شد و هـمواره در ایــن راه تلاش می نمود و از هــر راهی کــه می توانست مردم را جهت پذیرش و برپایی انقلاب ارشـاد و راهنمایی می نمود. در تاریخ ۱۳۶۰/۹/۱ به عضویت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نی ریز در آمد تـا از این طریق بتواند بهتر به دفاع از آرمانهای اسلامی خویش بپردازد .
شهید مظلومی پس از خدمت در سپاه در پی فرمان امام خمینی (ره) بر پاکسازی کردستان و مقابله بـا ضد انقلاب در غرب کشور به سنندج اعزام شد و پس از دوماه مبارزه با ضد انقلابیون در جبهه مریوان موفق و پیروز بر می گردد ، شهید مظلومی بــار دیگر در حالی کـه مسئولیت فرماندهی گروهی از رزمندگان اسلام را از طرف سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نی ریز به عهده داشت در تاریخ ۱۳۶۱/۳/۱۹ عازم جبهه های نبرد حق علیه باطل گردید و در عملیات پیروزمند رمضان در شب شهادت مولای متقیان علی (ع) از ناحیه سر مصدوم شد و به مدت ۲۰ روز در حال بیهوشی بستری بود. اما از آنجایی که این یاور اسلام همواره در یاد خدا و فقط هدفش دیدار معشوق و رسیدن به لقاء الله بود در تاریخ ۱۳۶۱/۵/۲۸ به دیدار خدایش شتافت و پیکر مـطهر او در گلزار شهدای روستای ده زیر به خاک سپرده شد .
روحش شاد و نامش جاودان

بسم الله الرحمن الرحیم
با درود به پیامبر (ص) و جانشینان بر حقش و سلام به امام امت و یارانش، و درود به شهیدان راه حق از صــدر اسلام تا کربلای حسین بـــه تمامی کربلای ایران و سلام به پدر و مادرم و خواهران و برادرانم و خانواده ام، و درود به ملت غیور و شهید پرور ایران .
همه باید فدای اسلام شویم . (امام خمینی (ره))
ما در برابر امریکا ایستاده ایم و در این راه ازجان خود سرمایه گذاشته ایم.(امام خمینی(ره))
با اینکه خود را در برابر خانواده شهیدان شرمنده می دانم که شاید نتوانم دین خود را آنچنان که باید نسبت بـه شهیدان ادا کنم و ناچیزم کــه بخواهم برای خانواده ام با اینکه از روحیه اسلامی برخوردارند پیامی بدهم و کوچکم که بخواهم برای جوانان و نوجوانانی که از تمام آرزوهای خود گذشته اند و چنین عاشقانه و عارفانه به سوی حق می آیند و دین خدا را یاری می کنند. چیزی بگویم اما برای اینکه بدانند کـه بنده آگاهانه راه حسین (ع) و شهیدان را می روم ، لازم دانستم آن چیزی را کــه در قلبم نهفته است بــر روی کاغذ بیاورم و بگویم بخاطر اینست که از جانم گذشتم هر چند که دوست دارم آن چیزی که در قلبم هست بگویم، چـــون بخاطر اسلام است .
عزیزان بنده هر گاه که در تشییع پیکر مطهر شهیدی می رفتم به این فکر می افتادم ، که برادران رفتند و از ما سبقت گرفتند و آن لحظه بود کـه به فکر بدبختی و بیچارگی خود می افتادم و در وحله دوم هر شهیدی را که تشییع می کردیم مسئولیتم را سنگین تر احساس می کردم. ما از آن موقع که آبروی اسلام را در خطر می دیدم و حفظ آن را با نثار جانمان می دانستم و آن موقع که به فکر محرومیت جهان فرو می روم و بیچارگی و آوارگی مسلمانان را در کشورهای جهان حس می کنم و آن موقع که می بینم بـه طور واضح جنایتکاران و جهانخواران کافر شهوت پرست که جز الاغ نفس چیز دیگری نمی باشند، انسانیت انسانها و مسلمانها را زیر پا گذاشته اند آن موقع بود که گفتم باید آماده و مهیا شد و با فدای جان از آنها دفاع کرد و آنها را حفظ نمود .
همان موقع بود که آماده و مهیا شدم ، و بسوی میدان روان گشتم و در مدت گذشته سعی می کردم خــود را خوب بسازم و دینم را خالص کنم و اگر قدمی در راه خدا برداشتم خالص و صادقانه بدون غل و غشی باشد، خدایا تو خوب می دانی جز این چیزی نبوده و از آنجا که خود را در برابر اسلام ذره و ناچیز می دانم و بـــا همین ذره بودنم باید به خدا برگردم( انا لله و انا الیه راجعون ) و می روم تــا در دریای مرگ شنا کنم تــا بــه ساحل حق برسم، اما آمدم تا شعارها و آن چیزی را که در قلب داشتم به مرحله عمل گذارم ، می آیم تـــا دشمنان اسلام را محو و نابود کنم ، بکشم و کشته شوم می روم تا قطره ای ناچیز به سیل بنیان کــن ظلم و ظلمت اضافه کنم .
با اینکه در مقابل اسلام نا چیزم اما در برابر دشمنان اسلام همچون کوهی آهنینم و مـن بــا تنی ضعیف و ناتوان احساس می کنم که چون کوه در برابر دشمنان خدا و خلق خدا ایستاده ام و هر چه پتک بـــه پیکرم یزنند ، اراده ام قوی تر می شود . اما مژده ای به خانواده های شهید داده : ما جوانان تا جان در کالبد داریم و تا قطره های خون در رگهایمان می جنبد راه شهیدان عزیزمان را خواهیم پیمود و نخواهیم گذاشت کــــه جهانخواران و جنایتکاران خون آنها را پایمال کنند .
هرگز ، هرگز اجازه نخواهیم داد که خبیثان و شهوت پرستان کشور عزیز اسلامیمان را کـــه مهد هزاران شهید پاکباخته است به تصرف در آورند ، و تا اسرائیلی هست سستی و کاهلی بـــه خود راه نخواهیم داد و فریب مرتجعین و دولتهای غریبکار منطقه و آمریکای جنایتکار را نخواهیم خورد ، و با شما با صبر و استقامت خود دهن یاوه گویان و شایعه کنندگان را همچنان که خرد کرده خود کنید .
و در آخر شما ای خانواده عزیزم می دانم که از دست دادن مــن برایتان مشکل نیست چــون آرزوی شــما سرافرازی و سربلندی اسلام است و در پایان از شما می خواهم مرا حلال کنید و بزرگترین سفارش بــه شما، دعا به امام است در هر کجا هستید امام را دعا کنید .
در پایان از تمام اقوام و دوستان ، و آشنایان ، رفقا و برادران عزیز طلب بخشش و عفو دارم .

۱۳۶۱/۴/۹ جان فدای اسلام
سید کمال الدین مظلومی
دیدار روز قیامت

seyed kamalodin mazlomi-AT-

سنگ قبر شهید

seyed kamalodin mazlomi-AT (4)

مرداد ۲۷, ۱۳۹۷

زندگینامه و وصیتنامه ی شهید سید کمال الدین مظلومی

و الذین هاجروا فی سبیل الله ثم قتلوا اوماتوا لیرزقنهم الله رزقاً حسناً و ان الله لهو خیر الرازقین(حج – ۵۸ ) آنانکه در راه رضای […]