theme
emammahdy
rahbar
merajeshohada

Akbar-muhammadjani-J-3

اکبر محمد جانی فرزند شیرزاد در تاریخ ۱۳۳۴/۰۱/۰۵ در خانواده ای مستضعف و مذهبی در روستای جزین از توابع شهر آباده طشک بدنیا آمد . او تحصیلات ابتدایی خود را در مدرسه شهید مصطفی خمینـــی جزین به پایان رسانید و به کارگری و کشاورزی مشغول شد و بخاطر برخی مشکلات از ادامه تحصیل محروم ماند . وی تا زمان اعزام به خدمت سربازی بـــــه کار مشغول بود و پس از خدمت به زادگاهش بازگشت . شهید اکبر محمد جانی پس از انقلاب بخاطر احساس مسئولیتی کـه می کرد به عضویت افتخاری سپاه در آمد و در آن نهاد مردمی مخلصانه خدمت می کرد و آن زمـــان کــه احساس کرد به وجود او در جبهه نیاز است بــطور داوطلبانه از طرف سپاه به جبهه اعزام گردید. از آن زمان به بعد بطور دائم در جبهه حضور یافت بطوری کـــه مدت حضور او بعلت کثرت دفعات دقیقاً معلوم نیست . شهید در عملیاتهای متعددی از جمله عملیات خیبر، کربلای ۲ کربلای ۵ ، بدر و … حضور داشت .
خاطرات زیادی به نقل از شهید بجا مانده از جمله اینکه :
” برای اولین باری که به جبهه رفتم در عملیات خیبر پیک بودم . منطقه مـــین گذاری شده بود و فقط یک معبر برای عبور و مرور وجود داشت، فرمانده از مــن خواست تــا به خط بروم و از وضع بچه ها خبر بیاورم به خط که رسیدم دیدم بچه ها مهمات کم دارند ، به پشت خط که رسیدم خمپاره ای در چند متری مـن منفجر شد، بعد فرمانده را بالای سر خود دیدم به او گفتم مهمات – مهمات و بعد از هوش رفتم. وقتــــی چشم باز کردم پرستاران را بالای سرم دیدم و فهمیدم سه روز بیهوش بوده ام ”
و همچنین :
” در منطقه حاج عمران فرماندهی یک گروه دوازده نفری را به عهده داشتم کـه روانه خط شدیم . نقش خط شکن را داشتیم . در بین راه شدت درگیری زیاد شد و ما خود را بالای یک تپه رساندیم و پس از مدتی درگیری مهمات تمام کردیم یک مرتبه دیدیم عراقی ها از تپه بالا مــی آیند. نا گهان دیدیم که دو نفر بسیجی برای ما دو جعبه مهمات آوردند . ما شروع به تکبیر گفتن کردیم و با همین عده کم پس از مدت کوتاهی موفق شدیم عده زیادی را به هلاکت برسانیم و حدود ۴۰ نفر را به اسارت درآوریم . ”
و باز شهید نقل کرده بود :
” در حمله حلبچه به ما فرمان پیشروی دادند . تا وقتی حلبچه به تصرف مـــا در آمد ۷ روز طول کشید و در این مدت مرتب باران می آمد . پس از ۷ روز عراقی ها حلبچه را شیمیایی زدند . یــک رزمنده بــه شـدت شیمیایی شده بود که من او را به عقب بردم و برگشتم و به اتفاق دیگران به کمک مردم حلبچه رفتم . من یک زن را دیدم که ۹ فرزند داشت که برداشته بود و به طرف کوه فرار می کرد، سه تا از بچه های او عـــقب بودند و من آنها را در آغوش گرفتم و به مادرشان رساندم . این مادر به من گفت امیدوارم در قیامت با اهل بیت حسین (ع) همراه باشی . “
شهید اکبر محمد جانی دارای خصایص عالی اسلامی همچون تواضع – زهد و تقوی بـود و بــه خاندان ولایت و امامت عشق می ورزید . او از ابتدای جوانی از فرایض دینی غافل نبود وی شدیداً بــه روحــانیت متعهد و مبارز و در خط امام عشق می ورزید و مطیع فرمایشات امام بزرگوار بود. سرانجام در تاریخ ۱۳۶۷/۰۵/۰۲ به آرزوی دیرین خود یعنی شهادت نائل می شود و برای خود سعادت و برای خانواده افتخار به ارمغان مـی آورد . یادگاران او شش فرزند، دو دختر و چهار پسر می باشند که در کنار مادر دلسوخته شــان رهــرو راه پــدر عزیزشان هستند .
پیکر پاک و مطهر شهید در گلزار شهدای روستای جزین بخاک سپرده شده است .
روحش شاد و نامش جاودان

بسم الله الرحمن الرحیم
در تاریخ ۱۳۶۲/۱۱/۱۰ بود که از طرف سپاه پاسداران اعلام شد که بسیج مردمی برای اعـزام نیرو آماده است و من با چند نفر از برادرانم به سوی جبهه های حق علیه باطل شتافتیم تا با همکاری دیگر رزمندگان پر توان سپاه توحید مشت محکمی بر دهان رژیم بعث و دیگر ابرقدرتها کوبیده باشیم. به جبهه آمدن من برای خاطر این بود که برای رضای خدا و دفاع از دین اسلام و لبیک امام عزیزمان را گفته باشیم و خواهش مــی کنم از مسلمانان ایران اسلامی دعا برای جان امام عزیزمان که این نعمت را نصیب ما کرده یادتان نرود و خـــواهش می کنم که جنگ را فراموش نکنید و تا آخرین قطره خون با این جنایتکارها بجنگید و باری از پــدر و مـادر خود خواهش می کنم که مرا حلال کنند و زحمتهایی که برای من کشیده اند به بزرگی خودشان ببخشند و از خانواده خودم ، همسرم خواهش می کنم که مرا ببخشند و حلال کنند و در ضمن خواهش مــــی کنم درباره من هیچ زاری نکنید و بر سرو صورت خود نزنید که دشمنان ما خوشحال شوند و از خواهرانم و برادرانم هم خواهش می کنم که مرا حلال کنند و به شما پدر و مادر خود تبریک می گویم کــه پدر و مادر یک شهید هستند و درباره فرزندانم خواهش می کنم که هر چه می توانید آنها را به عزاداری ها و دعاها ببرید و آنها را با دین اسلام از همین کوچکی آشنا نمایید. درباره جنازه من اگر جنازه من بدست شما رسید خواهش می کنم من را در همان مکان قبرستان نو، که گرفته ایم به خاک سپارید وجنازه ام را به همه ، پــدر و مـادر و خواهر و همسرم نشان دهید که آنها فکر نکنند کس دیگری است و باری خواهش می کنم مقداری از اموال مـن را به کسی بدهند که مقداری نماز برای من بخواند و درباره حــساب مــن مقداری بدهکارم و مقداری طلبکار هستم . بدهکاری من مقداری بـه بانک که مقدار آن در بانک معلوم است و مقداری هم شخصـی بدهکارم ۵۰۰ تومان حاتم طلایی ۵۰۰ تومان به گلزار است بپردازید مقدار ۹۵۰ تومان بــه بهادر . ۴۰۰ تومان بــــه اسماعیل و اگر به کس دیگری بدهکار باشم خانواده ام مـــی فهمند ، خواهش می کنم که از اموال خودم بپردازند و مقدار طلبکاری هم ۱۹۲۵ تومان از درویش غلامرضا است و مقدار ۳۰۰ تومان هم از زینل است . خواهش می کنم که این طلبکاری ها را بگیرند و به آنها که بدهکارم بدهند و باری دوباره تکرار مـی کنم که دعا برای جان امام یادتان نرود و امیدوارم که این بنده روسیاه که من باشم خداوند بزرگ این شهادتم را قـبول کند و باری من اول نظرم به زیارت کربلا و خدمت برای اسلام است و بعداً اگر مورد قبول خدا و رسول اکــرم باشد شهید شوم و باری اگر جنازه من مفقود شد از پدر و مادر وخواهر و برادرم و بقیه اقوام که به جای مـن بر سر قبر من بیائید سر قبر یکی از شهداء بروند و یا فاتحه بدهند که فرقی بین من و آن ندارد و همه مـــا برادر هستیم و باری درباه اموال و چیزی که دارم قانون اسلامی آن هر طور هست بین همسر و فرزندانم قــسمت کنید البته یک نفر متعهد و درست قسمت کند و در پایان شما را به خدای بزرگ مـی سپارم و حرف های امام عزیزمان را قبول کنید و عمل کنید .
خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار ، درود خداوند بر شهیدان اسلام عزیز
اکبر محمد جانی

Akbar-muhammadjani-J-5

نمایی از سنگ قبر شهید

Akbar-muhammadjani-J-10لازم به ذکر است که اشتباهاً بر روی سنگ قبر تاریخ ۱۳۴۴ حک شده است

Akbar-muhammadjani-J-6

Akbar-muhammadjani-J-8

Akbar-muhammadjani-J-9

Akbar-muhammadjani-J-7

Akbar-muhammadjani-J-11

مرداد ۱, ۱۳۹۶

زندگینامه و وصیتنامه ی شهید اکبر محمد جانی

اکبر محمد جانی فرزند شیرزاد در تاریخ ۱۳۳۴/۰۱/۰۵ در خانواده ای مستضعف و مذهبی در روستای جزین از توابع شهر آباده طشک بدنیا آمد . او […]
تیر ۲۴, ۱۳۹۶

زندگینامه شهید محمدجعفر رحیمی

اوایل سال ۱۳۳۶ شمسی در روستای قلعه عجم کودکی از تبار هابیل به دنیا می آید نام ایـــن کودک را از روی عشق و علاقه به […]
تیر ۲۳, ۱۳۹۶

زندگینامه و وصیتنامه ی شهید فرامرز بخشی پور

شهید فرامرز بخشی پور، روستا زاده ای است از تبار مظلومان،که جباران تاریخ، از بنی امیه تـــــا حجاج و از حجاج تا صدام،به جرم شیعه بودن،آنان […]
تیر ۱۹, ۱۳۹۶

زندگینامه ی شهید علی محمد زارعی

شهید علـی محمد زارعـی فرزند غلامعباس متولد ۱۳۴۵/۱۰/۲ در شهر آباده طشک متولد شد. دیـــانت و تقوای حاکم بر خانواده باعث شد که ایشان از همان […]
فروردین ۱۹, ۱۳۹۶

زندگینامه ی شهید حسین برومند

حسین برومند فرزند سیاوش در سال ۱۳۴۹ در خانواده ای متدین و مذهبی در شهر آباده طشک دیده بــــه جهان گشود . تحصیلات ابتدائی را در […]
فروردین ۱۸, ۱۳۹۶

زندگینامه شهید اسماعیل آزادی

اسماعیل آزادی فرزند خانی در سال ۱۳۵۲ در خانواده ای متدین و مذهبی در آباده طشک دیده بـه جهان گشود. تحصیلات ابتدائی را در مدرسه هجرت […]
فروردین ۱۸, ۱۳۹۶

زندگینامه ی شهید جاویدالاثر ماشاالله شیخعلی

ماشاء الله شیخعلی فرزند عباس در سال ۱۳۴۶ در روستای پیچکان از توابع شـهر آباده طشک به دنیا آمد. وی در خانواده ای متدین و کشاورز […]
مهر ۱۷, ۱۳۹۴

لحظه وصال-شهادت سرباز وظیفه ولی ا… سعادتی نیا

سرباز وظیفه شهید ولی اله سعادتی نیا که حدود سه ماه از دوران خدمتش می گذشت در حین انجام وظیفه براثر برخورد با مین به جای […]
مرداد ۹, ۱۳۹۴

زندگینامه و وصیتنامه ی شهید حیدر بیاتی-روستای چاه گورکی

حیدر بیاتی ، فرزند امیر در تاریخ دهم مهرماه سال ۱۳۴۱ در روستای چاه کورکی از توابع شهر آباده طـشک در خانواده ای متدین و با […]
خرداد ۲۲, ۱۳۹۴

یادگار جبهه ها – شهید حمزه آزادی

چند عکس تکی از شهید حمزه آزادی تقدیم به خانواده و دوستداران آن شهید عزیز. دیگر عکسها را به مرور برای عزیزان به نمایش خواهیم گذاشت. […]
خرداد ۱۷, ۱۳۹۴

زندگینامه ی شهید حاج حسین دمیری فرزند میرزا محمد

آفتاب ۱۳۴۵/۰۴/۰۱ طلوع کرده و نسیم سحری وزیدن گرفته بود که نغمه ی زندگی را حـاج حسین دمیری در روستای چاه سرخ از توابع شهر آباده […]
خرداد ۸, ۱۳۹۴

زندگینامه ی شهید افراسیاب آشناگر

من المومنین رجال صدقوا ما عاهدوا لله علیه فمنهم من قضی نحبه ومنهم من ینتظرو مابدلو تبدیلا (سوره احزاب آیه۲۲ ) شهید افراسیاب آشناگر فرزند طاهر […]
اسفند ۲۹, ۱۳۹۳

زندگینامه ی شهید منصور داهم

بسیجی غیور و سرافراز منصور داهم در تاریخ ۱/۶/۱۳۴۹ در خانواده ایی مذهبی و مؤمن در روستای تـــم شولی واقع در شهر آباده طشک چشم به […]
بهمن ۱۳, ۱۳۹۳

شهید علیرضا رحمانی

متاسفانه در حال حاضر زندگینامه ی این شهید بزرگوار در دسترس نیست و انشاالله اگر خداوند یاری فرماید در صورت امکان پس از جستجو و تحقیق […]
بهمن ۲, ۱۳۹۳

زندگینامه و وصیتنامه ی سردار شهید علیرضا دهقانی

پاسدار شهید علیرضا دهقانی فرزند ابراهیم در سال ۱۳۳۶ در خانواده ای متدین و مذهبی در شـــهر آباده طشک دیده به جهان گشود . دوران ابتدائی […]